محمد مهدى ملايرى

128

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

يافته و همهء رشته‌هاى آن را در مراحل مختلف آن از آب‌يابى تا آب‌رسانى و آب‌يارى و همهء مهارتهاى لازم را براى هرمرحله دربر مىگرفته و از آن جمله برآورد مقدار آب ده هرقنات بوده كه آن‌هم امرى دقيق و مستلزم مهارت فراوان بوده و به همين دليل هم خوارزمى به استناد قول خليل لازم ديده كه آن را رشته‌اى از همين صناعت بشمرد . مهندس را در فارسى چه مىگفته‌اند ؟ همهء اين‌ها هرچند خيلى به اجمال و اختصار هم باشد از نوشتهء خوارزمى و ديگر لغت‌نويسان برمىآيد ، ولى آنچه برنمىآيد اين است كه دارندهء اين دانش و فن را در فارسى ، پيش از آن كه اندازه به شكل عربى هندسه درآيد و دارندهء آن بنام مهندس خوانده شود ، به چه نام مىخوانده‌اند . چون در همهء اين نوشته‌ها هرجا سخن از چنين شخصى است از آن با عنوان مهندس ( اسم فاعل از هندسهء معرّب ) ياد مىشود نه از اندازه . آيا مىتوان انگاشت كه به قياس اماركار كه در ايران ساسانى حسابداران را در مراتب مختلف به اين عنوان مىخوانده‌اند ، و همهء آنها زير نظر ايران اماركا ، كه منصبى بزرگ در دربار ساسانى بوده ، به اين كار مىپرداخته‌اند « 1 » مهندسان را هم اندازه‌كار يا اندازه‌گير مىگفته‌اند ؟ . در لسان العرب ابن منظور و قاموس المحيط فيروز آبادى در تعريف هندسه و مهندس واژه‌اى به كار رفته كه شايد بتوان آن را اصطلاح فارسى مهندس پنداشت ولى چون عبارات آن دو كتاب و واژه‌اى كه در آنها به كار رفته مصون از تحريف و اشتباه نمىتوانند بودند به خصوص كه ابهامى هم آن عبارات را فراگرفته ، از اين‌رو تا وقتىكه صحت آن عبارات به همين صورت با تحقيقات كافى مشخص نشده و معناى آنها مستقيم نگشته است . نمىتوان بر آنها اعتماد نمود . « 2 »

--> ( 1 ) . Christensen , L Iran sous les Sassanides , p , 118 . . ( 2 ) . براى اين‌كه موارد ابهامى كه در اين عبارات وجود دارد و آن‌هايى كه احتمال تحريف و اشتباه مىرود براى صاحب‌نظران مشخص شود عبارات آن دو كتاب دربارهء مهندس عينا نقل